عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
387
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
خواندند و بدان گرويدند . تا هر شرفى و كرامتى كه بجملگى ايشان را بود تنها شما را بود . اين امت پيغام حق نيوشيدند و به حكم فرمان برفتند و گردن نهادند ، و به همه ايمان آوردند . رب العالمين ايمان ايشان بپسنديد ، و بر جهانيان جلوه كرد و گفت وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ آن گه همه را زير علم مصطفى عليه السّلام در آورد و اتباع وى گردانيد . مصطفى از آن خبر داد گفت - « آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيمة » - و امت وى را بر گذشتگان پيشى داد و گفت - السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ - أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ . و رسول گفت : - « نحن الآخرون السابقون يوم القيمة » . فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا - الآية . . . اى سيد خافقين و رسول ثقلين ! اين كارها همه در پى تو بستيم ، و جهانيان را اتباع تو فرموديم ، خادمان ترا عهدنامهء محبت نوشتيم ، و در محل نظر خود آورديم ، و مخالفان ترا در وهدهء مذلت و مهانت اوكنديم ، من خالفك فهو فى شقّ الاعداء ، و من خدمك فهو فى شقّ الاولياء ، هر كه ترا خواست او را خواستيم و به خود راه داديم ، و هر كه برگشت او را سوختيم و بينداختيم ، - من يطلع الرسول فقد اطاع اللَّه - اى مهتر ! از برگشتن اين بيگانگان و ناسزا گفتن ايشان دل تنگ مدار ، كه ما شغل ايشان ترا كفايت كنيم ، و رنج ايشان از تو باز داريم ، فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ - آن گه قومى آريم برنگ توحيد برآورده ، و بصفت دوستى آراسته ، و صبغة اللَّه بستر ايشان پيوسته ، اين « صبغة اللَّه » رنگ بى رنگى است ، هر كه از رنگ رنگ آميزان پاك است بصبغة اللَّه رنگين است . آن كس كه هزار عالم از رنگ نگاشت * رنگ من و تو كجا خرد اى ناداشت پس چون كه بصبغة اللَّه رسيد ، هر كه بوى باز افتد او را برنگ خود كند . چنانك كيمياء مس را و آهن را برنگ خويش كند ، و عزيز گرداند . اگر بيگانه بوى باز افتد آشنا گردد ، و گر عاصى باز افتد مطيع شود ، و درين باب حكايات مشايخ بسيار است . منها - ما حكى عن ابراهيم الخواص ، قال - دخلت البادية مرّة فرأيت نصرانيا على وسطه زنّار ، فسألنى الصحبة ، فمشينا سبعة ايّام . فقال يا راهب الحنيفية ! هات